آفت نعمت های الهی

۴۳

آفت نعمت های الهی

رسول خدا (ص) در حدیثی نه آفت برای نعمت های الهی بیان کرده است که اکنون به بیان سه آفت اخیر می پردازیم: ... و آفة الحلم‌ السّفه‌ و آفة الجود السّرف و آفة الدّين الهوى.

باید توجه داشت که تمام نعمت ها و مواهب الهی دارای آفت هایی است که انسان باید مراقب آن آفت ها باشد. علم، ایمان، قدرت، ثروت، زیبایی، قهرمانی و همه ی نعمت ها دارای آفت است. بنا بر این باید همواره مراقب این آفت ها بود و نگذاشت که نعمت تبدیل به نقمت شود. این آفت ممکن است در یک لحظه رخ دهد.

از رسول خدا (ص) روایت شده است که می فرمود: لَا تَكِلْنِي‌ إِلَى‌ نَفْسِي‌ طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَدا

یعنی خدایا یک لحظه من را به خودم وا مگذار زیرا چه بسا در همان یک لحظه آفتی بیاید و سرمایه های زندگی را از من برباید. ما در شرایط فعلی باید بیشتر خود را به خدا بسپاریم و دعای مزبور از پیغمبر اکرم (ص) را هر روز بخوانیم و باید از خداوند خواست که در دنیا و آخرت ما را به حال خود وا نگذارد.

آفة الحلم‌ السّفه‌: یکی از معانی حلم، عقل و هوش است. و بلغ الحُلُم یعنی به مرحله ی عقل رسیده است. البته یکی از لوازم عاقل بودن این است که انسان بردبار نیز باشد. کما اینکه قوم شعیب به او می گفتند: ﴿قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ في‌ أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَليمُ‌ الرَّشيدُ﴾ یعنی ما تو را انسانی فهمیده و هشیار می دانیم چرا می خواهی ما را از پرستش بت ها دور کنی.
 
آفت حلم، سفه است یعنی انسان اعمال سفیهانه ای مانند شرکت در مجلس گناه، دوستی با انسان های ناباب، جستجو در سایت ها و رسانه های آلوده انجام دهد.

آفة الجود السّرف: جود کار خوبی است ولی نباید به اسراف منجر شود. در گوشه ای از دنیا عده ای از گرسنگی می میرند و در جایی دیگر عده ای مشغول اسراف هستند. در بعضی از کشورها بعضی از تجار بزرگ وقتی می بینند جنسشان ارزان شده است مقدار زیادی از آن را به دریا می ریزند تا عرضه و تقاضا به هم نخورد و قیمت ها پائین نیاید.

فرق اسراف و تبذیر در این است که تبذیر به معنای ریخت و پاش است مثلا انسان برای پنج نفر مهمان به مقدار ده نفر تدارک می بیند و بعد اضافه را به دور می ریزد.

اما اسراف آن است که همه اش مصرف می شود اما به جای دو رقم غذا چندین نوع غذای رنگین تدارک می بینند.

آفة الدّين الهوى: در طول تاریخ دیده ایم که بعضی از اشخاص سالیان سال در مسیر تقوا بودند ولی یک لحظه هوا پرستی موجب سقوط آنها شد.

در داستان زلیخا می خوانیم که عرضه داشت: ﴿وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي‌ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحيمٌ﴾

در داستان معروفی آمده است که فردی همیشه در صف اول جماعت حضور می یافت. یک بار دیر رسید و صف اول برایش جا نبود و او در نتیجه به صف آخر رفت. احساس کرد که ناراحت شده است. بعد که فکر کرد گفت سی سال صف اول بودم شاید به این سبب بود که مردم فکر کنند من همواره در صف اول حضور دارم و به همین دلیل است که حال که در صف اول نبودم ناراحتی به سراغ من آمده است بنا بر این هوای نفس بود که من را به صف اول می کشاند. اینجا بود که تصمیم گرفت سی سال نماز خود را قضاء کند.

  • ۰۸ فروردین ۱۳۹۸